|
محمدعلی
آهنگر و سید احمد میرعلایی کارگردان و تهیه
کننده فیلم (فرزند خاک) پس از نمایش فیلم به
دعوت محمد گبرلو از کارشناسان و منتقدان
پیشینه سینمایی در برابر دیدگان تماشاگران
ظاهر شدند و به سئوالات آنان پاسخ گفتند.
در مطلع آغازین جلسه پرسش
و پاسخ، محمد گبرلو چنین گفت: فرزند خاک در
عرصه سینمایی دفاع مقدس، فیلم بسیار متفاوتی
است این فیلم نگاه ویژه و خاصی به شخصیت زنان
دارد و ارزش و اعتبار شهیدان مفقود الاثر را
از دریچه دیگری مورد بررسی قرار می دهد.
گبرلو در ادامه افزود:
فیلم نامه یک دست و کارگردانی خوب، فیلم فرزند
خاک را فیلمی دیدنی و زیبا جلوه گر کرده و
خستگی ها و کسالت های احتمالی که در چنین فیلم
هایی وجود دارد می کاهد و تماشاگران مجذوب
فیلم می شوند.
سپس محمدعلی آهنگر ضمن
عرض سلام و خسته نباشید به پرسشهایی که در این
زمینه مطرح شده بود پاسخ گفت و در مورد علت
اتخاب چنین سوژه ای اظهار داشت: مجموعه ای ده
اپیزدوی به تلویزیون ارایه داده بودم که نگاهی
بکر به دفاع مقدس داشت و متاسفانه با 9 اپیزد
و آن مخالف شد و اپیزد دهم به فیلم بلند تلخ
عین عسل یا فرزند خاک تبدیل گردید. من از
دوران آغاز جنگ به اتفاق خانواده ام درگیر جنگ
بودیم، همه در آبادان زندگی می کردیم ، خانه
ها در 500 متری اروند رود بود و هر روز شاهد
بمباران های هوایی بودیم، در سالهای 66 و 67
مدتی هم در فاو زندگی کردم، با چنین موضوع
هایی آشنایی دیرینه داشتم و از سال 1378 تا
1386 به دنبال ساخت این فیلم بودم تا اینکه با
کمکهای بی دریغ علیرضا سربخش و سایر دوستان
موفق به ساخت آن شدم.
محمد گبرلو به شخصیت
پردازی های فیلم اشاره کرد و گفت: دو زن در
این فیلم سفری را آغاز می کنند که در طی این
سفر عرفانی، شخصیت های واقعی آنها آشکار می
شود و آنها به یکدیگر وابسته می شوند و به کمک
هم می شتابند.
یکی از پرسشگران به سوژه
جذب فیلم اشاره کرد و علت برجسته شدن شخصیت
گوآنا را جویا گردید و کارگردان چنین پاسخ
داد: در این فیلم هیچ کردی بد من نیست و شخصیت
های اصلی دو زن هستند گوانا که شخصیتی برون
گرا دارد و مینا که شخصیتی دوران گرا است، هر
دو بی شوهرند، اما یکی میداند که شوهرش شهید و
مفقود الاثر شده و دیگری خبری از شوهرش ندارد.
من در این فیلم به دنبال قهرمان پردازی نبودم
و به علت حساسیت های خاصی که در جامعه نسبت به
مقام چنین زنانی وجود دارد برون گرایی شخصیت
گوآنا را برجسته کرده در حالی که مینا در حال
و هوای درونی سیر می کند.
کارگردان فیلم فرزند خاک
درباره پذیرش مخاطبان عام چنین گفت: در
دورنمایه اثر حزن و اندوه وجود دارد، اما
هیچکس در این فیلم، دچار افسردگی نمی شود
مخاطبانی که در این وادی نباشند مطمئنا از این
فیلم خوششان نخواهد آمد. من ضامن اینگونه
مخاطبان نیستم.
محمد گبرلو عضو انجمن
نویسندگان و منتقدان سینمای ایران در ادامه
افزود: تماشاگران با یک فیلم معمولی روبرو
نیستند، نگاه نگاه متفاوتی است و اگر مخاطبان
با این نگاه آشنا باشد راضی و خشنود سالن را
ترک خواهد کرد و در غیر این صورت فیلم او را
راضی و خشنود نخواهد کرد.
گبرلو به روایت گویی فیلم
اشاره می کند که در فصل میانی رها می شودو
آنرا یکی از ضعف ها می شمارد.
محمدعلی آهنگر چنین می
گوید: قصد من ساختار شکنی و تغییر الگوها بود.
سید احمدیه علایی تهیه
کننده فرزند خاک نیز به نگرانی های خود اشاره
می کند و می گوید: بزرگترین نگران من و سایر
عوامل این بود که با نشان دادن استخوان های
شهدا، نتیجه ای منفی به دست آید اما خوشبختانه
قداست شهدا باعث شد که فیلم اثر مثبت و شایسته
ای را بر جای بگذارد، تنها فیلمی است که دیدن
اسکت در آن، مشمئز کننده نیست.
میرعلایی در ادامه می
افزاید: فیلم هایی جنگی با سرمایه های گزاف می
سازند و می خواهند جنگ را بد جلوه دهند اما
موفق نمی شوند. فیلم فرزند خاک اگر چه آنچنان
که باید، دیده نشد اما به نتیجه اصلی خود
رسید. دفاع مقدس برای انقلاب همچون نگینی
درخشان بود که ارزشهای راستینی را احیا کرد و
فرزند خاک قصد داشت این نگین را به مردم نشان
دهد و خوشبختانه موفق هم شد.
در پایان محمد گبرلو رئیس
سابق انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران
ضمن تشکر و قدردانی از حضور خانواده شهدا و
جانبازان و علیرضا سربخش دبیر کمیته فرهنگی
انجمن روزنامه نگاران مسلمان اعلام کرد:
امیدوارم سیر و سلوک مینا و گوآنا منجر به سیر
و سلوک تماشاگران شود.
87/03/25 |